اگر کمپین تبلیغاتی شما چند بار بین کارفرما، آژانس، طراح، کپیرایتر و تیم فروش برگشت خورده، احتمالاً مشکل از ایده نیست؛ مشکل از نبود یک بریف تبلیغاتی روشن است. این سند کوتاه اما حیاتی، قبل از شروع اجرا مشخص میکند قرار است به چه کسی، با چه پیامی، در چه کانالی، با چه بودجهای و با چه معیار موفقیتی تبلیغ کنیم. در این راهنما یاد میگیرید چطور بریف را بنویسید، چه چیزهایی را حذف نکنید و چطور آن را به قالبی تبدیل کنید که برای آژانس یا تیم داخلی قابل اجرا باشد.
فهرست مطالب
- بریف تبلیغاتی چیست و چه تفاوتی با ایده خلاقه دارد؟
- چرا قبل از اجرای کمپین باید بریف داشته باشیم؟
- اجزای اصلی بریف تبلیغاتی استاندارد
- چطور مخاطب و بینش مصرفکننده را دقیق بنویسیم؟
- هدف کمپین و KPI را چگونه تعریف کنیم؟
- پیام، پیشنهاد و دعوت به اقدام را چطور شفاف کنیم؟
- کانالها، خروجیها و محدودیتهای اجرا را چطور مشخص کنیم؟
- بودجه، زمانبندی و مسیر تأیید را چگونه بنویسیم؟
- چارچوب تصمیمگیری برای عمق بریف
- قالب آماده بریف تبلیغاتی
- دو نمونه واقعی برای بازار ایران
- اشتباهات رایج در نوشتن بریف
- سؤالات متداول درباره بریف کمپین
- جمعبندی و برنامه اقدام سریع
بریف تبلیغاتی چیست و چه تفاوتی با ایده خلاقه دارد؟
بریف تبلیغاتی سندی اجرایی است که مسئله کسبوکار، هدف کمپین، مخاطب، پیام، بودجه، زمانبندی، محدودیتها و خروجی مورد انتظار را خلاصه و قابل فهم میکند. این سند قرار نیست رمان برند باشد؛ قرار است تصمیمهای مبهم را قبل از خرج شدن بودجه روشن کند.
تفاوت بریف، استراتژی و ایده خلاقه
استراتژی میگوید چرا و از چه مسیری باید رشد کنیم. بریف میگوید برای این کمپین مشخص، چه چیزی باید ساخته و اجرا شود. ایده خلاقه پاسخ تیم خلاق به بریف است؛ یعنی اگر بریف مسئله را درست طرح کند، ایده هم شانس بیشتری برای اثربخشی دارد.
| سند | کاربرد اصلی | چه زمانی لازم است؟ |
|---|---|---|
| استراتژی بازاریابی | جهتگیری بلندمدت بازار، جایگاهیابی و رشد | قبل از برنامهریزی فصلی یا سالانه |
| بریف کمپین | تبدیل هدف کسبوکار به دستور کار اجرایی | قبل از سفارش رسانه، طراحی یا تولید محتوا |
| بریف خلاقه | راهنمای تیم کپی، دیزاین و ویدئو برای تولید ایده | بعد از توافق روی پیام و مخاطب |
اگر برند تازهکار هستید، شاید یک صفحه کافی باشد. اگر کمپین چندکاناله با بودجه بالا دارید، بریف باید دقیقتر، دادهمحورتر و قابل اندازهگیری باشد.
چرا قبل از اجرای کمپین باید بریف داشته باشیم؟
نداشتن بریف مثل شروع ساختوساز بدون نقشه است. ممکن است همه زحمت بکشند، اما خروجی با نیاز واقعی کسبوکار نخواند. در پروژههای ایرانی این مشکل زیاد دیده میشود: مدیرعامل فروش فوری میخواهد، تیم مارکتینگ آگاهی از برند میسازد، آژانس روی ویدئوی وایرال تمرکز میکند و تیم فروش میگوید لیدها بیکیفیتاند.
مزیتهای عملی
- کاهش رفتوبرگشت بین کارفرما و آژانس تا ۳۰ تا ۵۰ درصد در مرحله تولید خروجی.
- شفاف شدن مالک تصمیم؛ مشخص میشود چه کسی پیام، بودجه و طراحی را نهایی میکند.
- جلوگیری از تغییر هدف در میانه کمپین؛ مثلاً تبدیل کمپین فروش به کمپین فالوورگیری.
- امکان گزارشدهی دقیقتر، چون KPI از ابتدا تعریف شده است.
چه زمانی بریف لازم نیست؟
برای کارهای بسیار کوچک مثل طراحی یک بنر داخلی فروشگاه، شاید یک فرم کوتاه کافی باشد. اما هرجا پای بودجه رسانه، چند نفر تصمیمگیر، زمان محدود یا همکاری با آژانس وسط است، بدون بریف تبلیغاتی ریسک دوبارهکاری بالا میرود.
اجزای اصلی بریف تبلیغاتی استاندارد
یک بریف تبلیغاتی خوب نه خیلی شاعرانه است و نه پر از اصطلاحات پیچیده. باید تصمیمساز باشد. اگر خواننده بعد از مطالعه سند نداند باید چه کاری انجام دهد، بریف هنوز کامل نیست.
بخشهای ضروری
- زمینه کسبوکار: محصول، بازار، وضعیت رقبا، فصل فروش و مسئله فعلی.
- هدف کمپین: فروش، جذب لید، نصب اپلیکیشن، آگاهی، بازگشت مشتری یا معرفی محصول.
- مخاطب هدف: نه فقط سن و جنسیت؛ نیاز، نگرانی، مانع خرید و لحظه تصمیم.
- پیام کلیدی: یک جمله که باید در ذهن مخاطب بماند.
- پیشنهاد و CTA: تخفیف، مشاوره، تست رایگان، خرید، ثبتنام یا تماس.
- کانالها و فرمتها: سرچ، شبکه اجتماعی، بنر، پیامک، ویدئو، اینفلوئنسر یا رسانه محیطی.
- بودجه و زمان: سقف هزینه، بازه اجرا، مایلستونها و تاریخ تحویل خروجیها.
- معیار موفقیت: KPI اصلی و چند شاخص کمکی.
چه چیزهایی را ننویسیم؟
جملاتی مثل «کمپین خلاقانه و جذاب میخواهیم» کمکی نمیکند. خلاقیت باید در خدمت هدف باشد. همچنین بریف جای شرح کامل تاریخچه شرکت، رزومه مدیران یا لیست همه مزیتهای محصول نیست. هر اطلاعاتی که تصمیم اجرایی را تغییر نمیدهد، بهتر است حذف یا به پیوست منتقل شود.
چطور مخاطب و بینش مصرفکننده را دقیق بنویسیم؟
یکی از ضعیفترین بخشهای اکثر بریفها، تعریف مخاطب است. «خانمها و آقایان ۱۸ تا ۴۵ سال» تقریباً هیچ تصمیمی برای کپیرایتر یا مدیاپلنر نمیسازد. مخاطب باید به شکلی نوشته شود که تیم اجرا بفهمد چه ترسی، چه انگیزهای و چه موقعیتی پشت خرید وجود دارد.
فرمول ساده برای نوشتن مخاطب
از این ساختار استفاده کنید: «مخاطب ما کسی است که … میخواهد، اما … مانع اوست، و در لحظه … بیشتر آماده تصمیمگیری است.» مثلاً برای یک کلینیک دندانپزشکی در تهران: «کارمند ۳۰ تا ۴۵ سالی که از ظاهر لبخندش ناراضی است، اما از هزینه و درد درمان میترسد، و وقتی عکسهای قبل و بعد واقعی میبیند، برای مشاوره آمادهتر میشود.»
منابع داده در بازار ایران
- گفتوگو با فروشندگان و پشتیبانی؛ آنها اعتراضهای واقعی مشتری را میشنوند.
- کامنتهای اینستاگرام و دیجیکالا؛ برای کشف زبان خود مشتری.
- گزارش جستوجوی سایت، سرچ کنسول و کلمات سرچ تبلیغاتی.
- تماسهای ناموفق فروش؛ گاهی دلیل نخریدن از دلیل خرید مهمتر است.
اگر هنوز پرسونای کامل ندارید، از یک فرضیه شروع کنید و آن را در کمپینهای کوچک تست کنید. برای شناخت بهتر بخشبندی و ویژگیهای مخاطب، مطالعه راهنمای ویژگیهای بازار هدف میتواند نقطه شروع خوبی باشد.
هدف کمپین و KPI را چگونه تعریف کنیم؟
هدف خوب باید قابل اندازهگیری، محدود به زمان و مرتبط با مسئله کسبوکار باشد. «افزایش فروش» هدف است، اما برای اجرا کافی نیست. باید بدانیم فروش چه محصولی، در چه بازهای، با چه هزینه جذب و از چه کانالی مدنظر است.
نمونه هدف بد و خوب
هدف بد: «میخواهیم برند بیشتر دیده شود.» هدف بهتر: «در بازه ۳۰ روزه، برای محصول مراقبت پوست جدید، ۴۰۰۰ بازدیدکننده واجد شرایط وارد لندینگ شود، نرخ افزودن به سبد حداقل ۶ درصد باشد و CAC از میانگین ماه قبل بیش از ۲۰ درصد بالاتر نرود.»
KPI اصلی و شاخصهای کمکی
برای کمپین فروش، KPI اصلی میتواند سفارش، درآمد، ROAS یا CAC باشد. برای کمپین لید، تعداد لید کافی نیست؛ نرخ تماس موفق، نرخ تبدیل لید به جلسه و هزینه هر مشتری واقعی مهمتر است. اگر قرار است همه لینکها در کانالهای مختلف اجرا شوند، از ابتدا نامگذاری UTM را در بریف مشخص کنید. راهنمای ساخت لینکهای قابلردیابی برای تبلیغات کمک میکند گزارش نهایی قابل اعتماد باشد.
پیام، پیشنهاد و دعوت به اقدام را چطور شفاف کنیم؟
پیام تبلیغاتی یعنی پاسخ روشن به این سؤال: چرا مخاطب باید همین حالا به ما توجه کند؟ پیام نباید فهرست همه مزیتها باشد. در بیشتر کمپینها، یک ادعای اصلی قوی از پنج ادعای متوسط بهتر عمل میکند.
ساختار پیام قابل اجرا
- درد یا خواسته: مخاطب چه مسئلهای دارد؟
- قول برند: ما چه تغییر مشخصی ایجاد میکنیم؟
- دلیل باور: چرا باید حرف ما را باور کند؟ نمونه مشتری، گارانتی، سابقه، امتیاز یا داده.
- اقدام بعدی: خرید، ثبتنام، رزرو مشاوره، دانلود یا تماس.
چه زمانی چند پیام لازم است؟
اگر چند سگمنت متفاوت دارید، پیام جداگانه لازم میشود. مثلاً برای فروش دوره زبان، پیام والدین دانشآموز با پیام مهاجران کاری یکی نیست. اما اگر بودجه محدود است، پیامها را زیاد نکنید؛ هر پیام جدید یعنی نیاز به کریتیو، تست و بودجه یادگیری بیشتر. برای انتخاب بین نسخههای مختلف پیام، بهتر است فرضیهها را مستند کنید و بعد با روشهای کنترلشده مثل تست A/B در تبلیغات بسنجید.
کانالها، خروجیها و محدودیتهای اجرا را چطور مشخص کنیم؟
آژانس یا تیم اجرا باید بداند دقیقاً چه چیزی تحویل دهد. اگر فقط بنویسید «کمپین اینستاگرام»، نتیجه ممکن است از چند استوری ساده تا یک پکیج کامل ویدئو، موشن، کپشن و اینفلوئنسر مارکتینگ تفسیر شود.
خروجیها را قابل شمارش بنویسید
به جای «تولید محتوای تبلیغاتی»، بنویسید: «۳ ویدئوی ۱۵ ثانیهای عمودی، ۵ بنر استاتیک برای ریتارگتینگ، ۲ متن تبلیغ سرچ، ۴ استوری معرفی پیشنهاد و یک لندینگ ساده.» این سطح از وضوح، قیمتدهی و زمانبندی را واقعیتر میکند.
محدودیتها را پنهان نکنید
محدودیتهای حقوقی، ادعاهای ممنوع، رنگهای برند، حساسیتهای فرهنگی، الزامات پلتفرم، موجودی کالا، ظرفیت پاسخگویی کالسنتر و محدودیت ارسال باید در بریف بیاید. در ایران، ناهماهنگی بین کمپین فروش و موجودی انبار یا ظرفیت پشتیبانی، یکی از دلایل هدررفت بودجه است.
بودجه، زمانبندی و مسیر تأیید را چگونه بنویسیم؟
بودجه فقط عدد کل نیست. باید مشخص شود چه مقدار برای رسانه، تولید، ابزار، اینفلوئنسر، مدیریت کمپین و تست کنار گذاشته میشود. اگر بودجه مبهم باشد، آژانس نمیداند باید راهحل اقتصادی پیشنهاد دهد یا کمپین چندکاناله کامل.
پیشنهاد تقسیم بودجه
برای کمپینهای دیجیتال با هدف فروش، معمولاً ۶۰ تا ۷۵ درصد بودجه به رسانه، ۱۰ تا ۲۰ درصد به تولید محتوای تبلیغاتی، ۵ تا ۱۰ درصد به ابزار و اندازهگیری و ۱۰ تا ۱۵ درصد به تست اختصاص پیدا میکند. این درصدها قطعی نیستند؛ اگر برند تازه است یا محصول نیاز به توضیح دارد، سهم تولید محتوا بیشتر میشود.
مسیر تأیید را کوتاه کنید
در بریف بنویسید چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد و بازخوردها تا چه تاریخی باید ارسال شوند. اگر هر مدیر بخشی بتواند در آخرین لحظه نظر سلیقهای بدهد، کمپین از زمان طلایی خود عقب میافتد. برای تصمیمگیری درباره سقف هزینه و جابهجایی بودجه بین کانالها، راهنمای بهینهسازی بودجه تبلیغات مکمل مفیدی است.
چارچوب تصمیمگیری برای عمق بریف
همه کمپینها به بریف سنگین نیاز ندارند. چارچوب سهسطحی زیر کمک میکند متناسب با ریسک و بودجه، میزان جزئیات سند را انتخاب کنید. این چارچوب برای جلوگیری از دو خطای رایج ساخته شده است: یا آنقدر کم مینویسیم که تیم اجرا حدس میزند، یا آنقدر زیاد مینویسیم که کسی سند را نمیخواند.
سه سطح پیشنهادی
| سطح | زمان استفاده | خروجی مناسب | محدودیت |
|---|---|---|---|
| سریع | کمپین کوچک، بودجه پایین، تیم آشنا | فرم یکصفحهای با هدف، مخاطب، پیام و زمان | برای چند کانال یا آژانس جدید کافی نیست |
| استاندارد | کمپین فروش یا لید با چند خروجی | سند ۳ تا ۵ صفحهای همراه KPI و بودجه | نیازمند داده اولیه و جلسه همراستاسازی است |
| پیشرفته | لانچ محصول، کمپین ملی، چند تیم یا بودجه بالا | بریف کامل همراه تحقیقات، مدیاپلن، سناریو و ریسک | زمانبر است و برای کارهای فوری مناسب نیست |
مزایا، محدودیت و مثال
مزیت این چارچوب سرعت تصمیم است. محدودیتش این است که کیفیت داده را تضمین نمیکند؛ اگر ورودی غلط باشد، سند مرتب هم مشکل را حل نمیکند. مثال: یک فروشگاه آنلاین پوشاک در شیراز برای تخفیف آخر هفته میتواند سطح سریع را انتخاب کند، اما برای کمپین شب عید با همکاری اینفلوئنسر، تبلیغات کلیکی و پیامک، سطح استاندارد یا پیشرفته لازم است.
قالب آماده بریف تبلیغاتی
این قالب را میتوانید در یک فایل Google Docs، Notion یا ورد کپی کنید. بهتر است هر بخش با جملههای کوتاه پر شود و اگر دادهای ندارید، به جای حدس قطعی بنویسید «فرضیه قابل تست».
قالب پیشنهادی
- نام کمپین: عنوان کوتاه و قابل تشخیص.
- زمینه: چرا این کمپین الان اجرا میشود؟ فصل فروش، مشکل، فرصت یا تهدید چیست؟
- هدف اصلی: یک هدف مشخص و قابل اندازهگیری.
- مخاطب: سگمنت اصلی، نیاز، مانع خرید و لحظه تصمیم.
- بینش کلیدی: جملهای که نشان دهد مخاطب را فهمیدهایم.
- پیام اصلی: یک وعده روشن و قابل باور.
- دلایل باور: شواهد، نمونه، گارانتی، مزیت محصول یا داده.
- پیشنهاد: تخفیف، باندل، مشاوره، ارسال رایگان یا مزیت زمانی.
- CTA: اقدام دقیق مورد انتظار.
- کانالها: رسانهها، فرمتها و اولویت هر کانال.
- خروجیها: تعداد، ابعاد، مدت، زبان، لحن و نسخهها.
- بودجه: کل، تفکیک رسانه و تولید، سقف هزینه هر نتیجه.
- زمانبندی: تاریخ شروع، تحویل، بازبینی، اجرا و گزارش.
- KPI و گزارش: شاخص اصلی، شاخص کمکی، ابزار اندازهگیری.
- محدودیتها: حقوقی، برندینگ، موجودی، منابع انسانی و فنی.
- مسئولان: مالک پروژه، تأییدکننده نهایی، فرد پاسخگو به آژانس.
چکلیست قبل از ارسال
- آیا هدف کمپین در یک جمله قابل توضیح است؟
- آیا مخاطب بیش از سن و جنسیت تعریف شده است؟
- آیا یک KPI اصلی دارید، نه پنج هدف همزمان؟
- آیا بودجه و زمان واقعی نوشته شده، نه آرزویی؟
- آیا محدودیتهای برند، محصول و اجرا شفاف است؟
- آیا آژانس میفهمد دقیقاً چه خروجیهایی باید تحویل دهد؟
- آیا مسیر تأیید و مسئول تصمیم نهایی مشخص شده است؟
دو نمونه واقعی برای بازار ایران
نمونه اول: فروشگاه آنلاین لوازم خانگی
مسئله: فروش یخچالهای میانرده در رکود بازار کاهش یافته است. مخاطب: خانوادههای جوانی که در حال جهیزیه یا تعویض وسیله هستند و از قیمت بالا میترسند. پیام: «یخچال مطمئن با پرداخت مرحلهای و ارسال سریع.» KPI: تعداد سفارش تأییدشده و هزینه هر خرید. خروجیها: بنر ریتارگتینگ، تبلیغ سرچ روی کلمات خرید یخچال اقساطی، ویدئوی کوتاه توضیح شرایط و صفحه فرود با محاسبهگر قسط.
در این سناریو، اگر فقط روی تخفیف تأکید شود، ممکن است مخاطب به کیفیت شک کند. دلیل باور باید شامل ضمانت، شرایط ارسال، نظر مشتریان و شفافیت اقساط باشد.
نمونه دوم: کلینیک زیبایی در مشهد
مسئله: تعداد درخواست مشاوره برای لیزر مو کاهش یافته، اما ظرفیت دستگاه خالی است. مخاطب: زنان ۲۲ تا ۳۸ سال که از نتیجه نگرفتن در مراکز قبلی ناراضیاند. پیام: «جلسه مشاوره و تست ناحیه کوچک قبل از خرید پکیج.» KPI: رزرو مشاوره، حضور واقعی در کلینیک و تبدیل به پکیج. خروجیها: استوری پرسشوپاسخ، ویدئوی پزشک، پیامک برای مشتریان قبلی و تبلیغ محلی.
اینجا تبلیغ مستقیم قیمت پایین شاید لید زیاد بیاورد، اما کیفیت پایین شود. بریف باید تأکید کند که هدف، رزروهای قابل تبدیل است نه فقط پر کردن فرم.
اشتباهات رایج در نوشتن بریف
حتی برندهای باتجربه هم گاهی بریف را به لیست آرزوها تبدیل میکنند. بریف تبلیغاتی خوب یعنی انتخاب؛ یعنی بگوییم چه چیزی مهمتر است و چه چیزی فعلاً قرار نیست دنبال شود.
- چند هدف همزمان: فروش، آگاهی، نصب اپ، افزایش فالوور و برندینگ را در یک کمپین کوچک نریزید.
- مخاطب بیش از حد گسترده: وقتی همه مخاطباند، پیام برای هیچکس تیز نیست.
- بودجه نامشخص: پنهان کردن بودجه معمولاً باعث پیشنهادهای غیرواقعی میشود.
- نبود معیار موفقیت: بدون KPI، هر خروجی میتواند با سلیقه دفاع یا رد شود.
- بازخورد سلیقهای: جمله «حس خوبی نمیدهد» باید به مسئله بریف وصل شود؛ مثلاً پیام برای مخاطب نامفهوم است.
- کپی کردن قالب بدون فکر: قالب کمک میکند، اما جای تصمیمگیری استراتژیک را نمیگیرد.
قاعده کاربردی: اگر یک جمله در بریف باعث تغییر در پیام، رسانه، بودجه یا خروجی نمیشود، احتمالاً باید حذف یا کوتاه شود.
سؤالات متداول درباره بریف کمپین
بریف تبلیغاتی را کارفرما مینویسد یا آژانس؟
بهترین حالت، نوشتن مشترک است. کارفرما اطلاعات کسبوکار، محصول، بودجه و محدودیتها را میدهد؛ آژانس با پرسشهای دقیق، ابهامها را روشن و سند را اجرایی میکند.
بریف کمپین چند صفحه باید باشد؟
برای کمپینهای کوچک یک صفحه کافی است. برای کمپینهای متوسط ۳ تا ۵ صفحه مناسب است. کمپینهای بزرگتر ممکن است پیوست تحقیق، مدیاپلن و سناریوی خلاقه داشته باشند.
آیا برای تبلیغات اینستاگرام هم بریف لازم است؟
بله، اگر بودجه، تولید محتوا یا همکاری با اینفلوئنسر دارید. حداقل باید هدف، مخاطب، پیام، CTA، فرمت محتوا و معیار موفقیت مشخص باشد.
تفاوت بریف تبلیغات و بریف محتوا چیست؟
بریف تبلیغات روی نتیجه کمپین، رسانه، پیام فروش و KPI تمرکز دارد. بریف محتوا معمولاً برای مقاله، ویدئو یا پست آموزشی نوشته میشود و هدفش میتواند جذب ارگانیک، آموزش یا اعتمادسازی باشد.
اگر داده کافی درباره مخاطب نداریم چه کنیم؟
فرضیهها را واضح بنویسید و کمپین را با بودجه تست شروع کنید. بعد از ۷ تا ۱۴ روز، دادههای کلیک، لید، فروش و بازخورد فروش را به نسخه بعدی بریف اضافه کنید.
آیا بریف باید شامل ایده خلاقه باشد؟
نه الزاماً. بریف باید مسئله، مخاطب و مرزهای تصمیم را روشن کند. ایده خلاقه معمولاً بعد از مطالعه بریف و توسط تیم خلاق پیشنهاد میشود.
چه کسی باید نسخه نهایی را تأیید کند؟
یک نفر باید مالک نهایی باشد؛ معمولاً مدیر مارکتینگ یا مدیر رشد. نظر فروش، محصول و مدیریت مهم است، اما تصمیم نهایی نباید بین چند نفر پخش شود.
جمعبندی و برنامه اقدام سریع
بریف، ابزار کنترل کیفیت قبل از اجراست. اگر درست نوشته شود، هم آژانس بهتر قیمت میدهد، هم تیم خلاق خروجی دقیقتری میسازد، هم مدیران میتوانند نتیجه را بر اساس معیار توافقشده بسنجند. هدف آن کاغذبازی نیست؛ کاهش ابهام و محافظت از بودجه تبلیغات است.
برنامه اقدام ۴۸ ساعته
- امروز یک کمپین نزدیک را انتخاب کنید و هدف آن را در یک جمله عددی بنویسید.
- با فروش یا پشتیبانی ۳۰ دقیقه صحبت کنید و سه مانع اصلی خرید را استخراج کنید.
- قالب این مقاله را کپی کنید و فقط بخشهای ضروری را پر کنید.
- برای هر خروجی، تعداد، فرمت و تاریخ تحویل مشخص کنید.
- قبل از ارسال به آژانس، چکلیست را مرور و بخشهای مبهم را اصلاح کنید.
- پس از اجرای کمپین، دادههای واقعی را به نسخه بعدی سند اضافه کنید تا بریف بعدی دقیقتر شود.
اگر فقط یک تغییر انجام میدهید، از این شروع کنید: قبل از هر هزینه رسانه، هدف، مخاطب، پیام و KPI را روی یک صفحه بنویسید و از همه تصمیمگیرها تأیید بگیرید. همین کار ساده جلوی بسیاری از کمپینهای پرهزینه و کماثر را میگیرد.
