راهنمای قیمت‌گذاری پویا برای فروشگاه‌های آنلاین

قیمت‌گذاری پویا برای فروشگاه‌های آنلاین یعنی قیمت محصول فقط یک عدد ثابت در پنل مدیریت نباشد؛ بلکه با توجه به تقاضا، موجودی، قیمت رقبا، فصل فروش و حاشیه سود تغییر کند. مشکل بسیاری از فروشگاه‌های ایرانی این است که یا بیش از حد تخفیف می‌دهند و سود را می‌سوزانند، یا دیرتر از بازار واکنش نشان می‌دهند و فروش را از دست می‌دهند. در این راهنما یاد می‌گیرید چطور یک سیستم عملی، قابل کنترل و قابل اعتماد برای تغییر قیمت‌ها بسازید؛ نه با حدس، بلکه با داده، قانون و آزمایش.

قیمت‌گذاری پویا چیست و چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟

در ساده‌ترین تعریف، قیمت‌گذاری پویا یعنی فروشگاه بر اساس مجموعه‌ای از سیگنال‌ها قیمت را به‌روزرسانی می‌کند. این سیگنال‌ها می‌تواند شامل نرخ تبدیل، موجودی انبار، قیمت رقیب، هزینه تأمین، زمان ارسال، فصل تقاضا و حتی رفتار کاربران در سایت باشد.

تفاوت با تخفیف‌گذاری ساده

تخفیف‌گذاری معمولاً واکنشی و کوتاه‌مدت است: یک کد تخفیف، یک بنر مناسبتی یا کاهش قیمت برای خالی کردن انبار. اما قیمت‌گذاری داده‌محور از قبل قانون دارد. مثلاً اگر موجودی کمتر از ۱۰ عدد شد و نرخ تبدیل ۲۰٪ بالاتر از میانگین بود، قیمت تا سقف مشخصی افزایش پیدا کند؛ یا اگر رقیب اصلی قیمت را ۵٪ کاهش داد، فروشگاه فقط زمانی واکنش نشان دهد که حاشیه سود هنوز مثبت بماند.

هدف اصلی: سود، نه فقط فروش

اشتباه رایج این است که مدیر فروشگاه فقط افزایش سفارش را می‌بیند. یک محصول ممکن است با کاهش قیمت ۳۰٪ سفارش بیشتری بگیرد، اما سود ناخالص کل کمتر شود. معیار اصلی باید ترکیبی از درآمد، سود ناخالص، نرخ تبدیل، نرخ لغو سفارش و ارزش طول عمر مشتری باشد.

قیمت خوب، قیمتی نیست که همیشه از رقبا پایین‌تر باشد؛ قیمتی است که با جایگاه برند، هزینه تأمین، تقاضا و اعتماد مشتری سازگار باشد.

چه زمانی قیمت‌گذاری پویا برای فروشگاه آنلاین مناسب است؟

این روش برای همه فروشگاه‌ها در همه مراحل مناسب نیست. اگر فروشگاه تازه راه افتاده، داده کافی ندارد و هنوز تأمین‌کننده پایدار پیدا نکرده، بهتر است اول ساختار دسته‌بندی، قیمت پایه و گزارش‌گیری را درست کند.

زمان مناسب استفاده

  • حداقل چند صد سفارش ماهانه دارید و می‌توانید الگوی تقاضا را تشخیص دهید.
  • محصولات شما رقابتی هستند؛ مثل کالای دیجیتال، آرایشی، پوشاک، لوازم خانه یا مکمل ورزشی.
  • موجودی بعضی کالاها محدود یا هزینه تأمین آن‌ها نوسانی است.
  • رقبا مرتب قیمت را تغییر می‌دهند و تأخیر شما باعث افت فروش می‌شود.
  • تیم شما توانایی رصد شاخص‌هایی مثل سود ناخالص، نرخ تبدیل و برگشت کالا را دارد.

چه زمانی نباید از آن استفاده کرد؟

اگر برند شما بر پایه ثبات، اعتماد و قیمت‌گذاری ممتاز ساخته شده، تغییرات زیاد می‌تواند پیام اشتباه بدهد. برای کالاهای لوکس، محصولات سفارشی یا خدماتی که مشتری قبل از خرید مشاوره می‌گیرد، تغییر قیمت روزانه معمولاً مناسب نیست. همچنین اگر اختلاف قیمت بین کانال‌های فروش شما زیاد شود، تیم پشتیبانی با اعتراض مشتریان درگیر خواهد شد.

زیرساخت داده لازم برای اجرای درست قیمت‌گذاری

قبل از تغییر الگوریتم قیمت، باید مطمئن شوید داده قابل اعتماد دارید. قیمت‌گذاری با دیتای کثیف مثل رانندگی با شیشه بخارگرفته است؛ شاید حرکت کنید، اما تصمیم‌ها خطرناک می‌شود.

داده‌های ضروری

  • داده محصول: قیمت خرید، هزینه بسته‌بندی، هزینه ارسال، مالیات، کمیسیون مارکت‌پلیس و حداقل حاشیه سود.
  • داده رفتار کاربر: بازدید محصول، افزودن به سبد، شروع پرداخت، خرید، رها کردن سبد و برگشت کالا.
  • داده رقبا: قیمت، موجودی، هزینه ارسال، زمان تحویل و اعتبار فروشنده.
  • داده تقاضا: فصل فروش، کمپین‌ها، جست‌وجوی داخلی سایت، ترند شبکه‌های اجتماعی و مناسبت‌ها.

نام‌گذاری رویدادها را جدی بگیرید

اگر یک بار رویداد خرید را purchase، بار دیگر order_success و جای دیگر paid_order نام‌گذاری کنید، گزارش قیمت به خطا می‌رود. برای فروشگاه‌هایی که می‌خواهند تحلیل رویدادمحور داشته باشند، مطالعه راهنمای نام‌گذاری رویدادها در GA4 و Amplitude کمک می‌کند از همان ابتدا ساختار داده تمیز بسازند.

حداقل داشبورد مدیریتی

داشبورد شما باید در سطح محصول و دسته‌بندی این شاخص‌ها را نشان دهد: قیمت فعلی، قیمت خرید، سود ناخالص، نرخ تبدیل، تعداد بازدید، موجودی، قیمت رقیب اول، فاصله قیمتی با بازار و سهم فروش از کمپین‌ها. بدون این دید، تغییر قیمت بیشتر شبیه حدس مدیریتی است تا تصمیم علمی.

طراحی قوانین قیمت؛ از کف سود تا سقف اعتماد مشتری

قانون قیمت باید ساده، قابل توضیح و قابل بازگشت باشد. در شروع، سراغ مدل‌های پیچیده هوش مصنوعی نروید. بیشتر فروشگاه‌های ایرانی با چند قانون شفاف می‌توانند ۶۰ تا ۷۰ درصد ارزش بالقوه را بگیرند.

قواعد پایه‌ای که باید تعریف شوند

  • کف قیمت: پایین‌ترین قیمتی که بعد از هزینه‌ها هنوز سود قابل قبول می‌دهد.
  • سقف قیمت: بالاترین قیمتی که با جایگاه برند و قیمت بازار ناسازگار نمی‌شود.
  • فرکانس تغییر: برای بسیاری از کالاها، یک تا دو بار تغییر در روز کافی است؛ تغییر ساعتی فقط برای بازارهای بسیار رقابتی مناسب است.
  • دامنه تغییر: تغییرات ناگهانی بیش از ۱۰ تا ۱۵٪ در کالاهای پرتقاضا می‌تواند حساسیت مشتری ایجاد کند.
  • استثناها: کالاهای پرفروش تبلیغاتی، محصولات هدیه، کالاهای دارای قرارداد تأمین‌کننده و محصولات تازه‌وارد.

مثال قانون عملی

فرض کنید فروشگاه پوشاک آنلاین یک مدل مانتو دارد. اگر موجودی بیشتر از ۱۰۰ عدد، نرخ تبدیل کمتر از میانگین دسته و قیمت رقیب ۸٪ پایین‌تر باشد، قیمت ۵٪ کاهش یابد. اما اگر موجودی کمتر از ۲۰ عدد و نرخ تبدیل بالاتر از میانگین باشد، قیمت تا ۷٪ افزایش پیدا کند؛ مشروط بر اینکه از سقف بازار عبور نکند.

ترکیب داده رقبا، تقاضا و موجودی در تصمیم قیمت

فقط نگاه کردن به قیمت رقیب کافی نیست. ممکن است رقیب موجودی واقعی نداشته باشد، ارسال طولانی‌تری ارائه دهد یا برای جذب ترافیک قیمت غیرواقعی گذاشته باشد. مدل درست باید سه زاویه را هم‌زمان ببیند.

داده رقبا را چطور وزن‌دهی کنیم؟

برای هر رقیب یک وزن تعریف کنید. فروشگاهی که ارسال سریع، اعتبار بالا و محصول مشابه دارد، وزن بیشتری می‌گیرد. رقیبی که موجودی نامشخص یا هزینه ارسال بالا دارد، نباید معیار اصلی شما باشد. در بازار ایران، اختلاف هزینه ارسال و زمان تحویل می‌تواند به اندازه ۳ تا ۸٪ قیمت محصول روی تصمیم خرید اثر بگذارد.

تقاضا همیشه از فروش قابل تشخیص نیست

اگر موجودی تمام شده باشد، فروش صفر است؛ اما تقاضا شاید بالا باشد. بنابراین جست‌وجوی داخلی، کلیک روی دکمه اطلاع‌رسانی موجودی، بازدید صفحه محصول و پیام‌های پشتیبانی هم باید دیده شود. برای بازگرداندن کاربرانی که منتظر موجودی یا کاهش قیمت هستند، می‌توانید از پوش نوتیفیکیشن وب برای بازگشت کاربر استفاده کنید، اما فقط زمانی که پیام واقعاً ارزشمند است.

موجودی، ترمز و گاز قیمت است

وقتی موجودی زیاد و سرعت فروش پایین است، کاهش قیمت یا پیشنهاد باندل منطقی است. وقتی موجودی کم و تقاضا بالاست، افزایش کنترل‌شده قیمت بهتر از اتمام سریع کالا با حاشیه سود پایین است. البته اگر کالا نقش جذب‌کننده ترافیک دارد، حفظ قیمت رقابتی می‌تواند ارزش تبلیغاتی داشته باشد.

انتخاب ابزار و معماری اجرایی برای تغییر قیمت‌ها

ابزار مناسب به اندازه تیم، تعداد SKU و سرعت بازار بستگی دارد. فروشگاهی با ۲۰۰ محصول فعال نیاز متفاوتی با فروشگاهی دارد که ۳۰ هزار SKU در چند دسته دارد.

سه سطح اجرای ابزار

سطح اجرا مناسب برای مزیت محدودیت
دستی با اکسل و داشبورد فروشگاه کوچک با محصولات محدود کم‌هزینه و قابل کنترل کند، وابسته به فرد، مستعد خطا
نیمه‌خودکار با قوانین فروشگاه متوسط با رقابت قیمتی تعادل خوب بین کنترل و سرعت نیازمند داده منظم و بازبینی هفتگی
خودکار و الگوریتمی فروشگاه بزرگ یا مارکت‌پلیس واکنش سریع و مقیاس‌پذیر ریسک خطای سیستمی و نیاز به مانیتورینگ جدی

معماری پیشنهادی ساده

یک مسیر عملی این است: داده محصول از ERP یا پنل فروشگاه وارد انبار داده شود؛ داده رفتار کاربر از GA4 یا ابزار تحلیل محصول بیاید؛ قیمت رقبا از سرویس مانیتورینگ یا خزنده قانونی جمع‌آوری شود؛ سپس موتور قوانین قیمت پیشنهادی بسازد و قبل از انتشار، سقف و کف سود را بررسی کند.

در شروع، بهتر است قیمت پیشنهادی ابتدا در حالت «نیازمند تأیید» باشد. پس از دو تا چهار هفته بررسی و کاهش خطا، می‌توان بخشی از دسته‌ها را خودکار کرد. همیشه امکان rollback سریع داشته باشید؛ یعنی بتوانید قیمت‌ها را به نسخه قبلی برگردانید.

اندازه‌گیری اثر قیمت و اجرای تست کنترل‌شده

بدون تست، نمی‌فهمید تغییر قیمت واقعاً باعث رشد شده یا هم‌زمانی با کمپین، فصل فروش یا کاهش قیمت رقیب نتیجه را تغییر داده است. اندازه‌گیری درست باید قبل از اجرای قیمت جدید طراحی شود.

شاخص‌های مهم

  • درآمد به ازای هر بازدید محصول
  • سود ناخالص به ازای هر سفارش
  • نرخ تبدیل صفحه محصول
  • میانگین ارزش سفارش
  • نرخ لغو، مرجوعی و تماس پشتیبانی
  • حاشیه سود دسته‌بندی، نه فقط محصول تکی

چه زمانی A/B تست کنیم؟

اگر محصول ترافیک کافی دارد، تست قیمت ارزشمند است. اما برای کالاهای کم‌بازدید، تست محصول به محصول زمان زیادی می‌برد. در این حالت، تست را در سطح دسته‌بندی، برند یا گروه قیمت انجام دهید. برای جلوگیری از اثرگذاری روی تجربه کاربر، تست باید پایدار و سمت سرور باشد؛ مطالعه راهنمای A/B تست سرور-ساید با Feature Flag برای تیم‌های محصول و فنی مفید است.

دوره ارزیابی

برای کالاهای تندمصرف، ۷ تا ۱۴ روز کافی است. برای کالاهای گران‌تر مانند موبایل، لوازم خانگی یا تجهیزات تخصصی، حداقل ۳ تا ۴ هفته داده لازم دارید. نتیجه را فقط با نرخ تبدیل نسنجید؛ گاهی افزایش قیمت ۵٪ نرخ تبدیل را کمی کم می‌کند، اما سود کل را بیشتر می‌کند.

دو مثال واقعی‌نما از بازار ایران

مثال اول: فروشگاه آرایشی و بهداشتی

یک فروشگاه آرایشی در تهران متوجه می‌شود کرم ضدآفتاب یک برند پرفروش هر ماه با نوسان قیمت تأمین می‌شود. تیم قیمت‌گذاری، محصولات را به سه گروه تقسیم می‌کند: پرفروش رقابتی، محصولات مکمل و کالاهای کم‌گردش. برای پرفروش‌ها فاصله قیمت با سه رقیب اصلی نباید بیشتر از ۴٪ باشد. برای محصولات مکمل مثل پاک‌کننده و تونر، حاشیه سود هدف بالاتر تعیین می‌شود.

بعد از یک ماه، فروش ضدآفتاب فقط ۳٪ رشد می‌کند، اما سود ناخالص دسته مراقبت پوست ۱۲٪ بالا می‌رود؛ چون تخفیف بی‌هدف روی محصولات مکمل حذف شده و باندل‌های منطقی جایگزین شده‌اند. اینجا هدف سیستم، ارزان‌تر شدن همه کالاها نبود؛ هدف، مدیریت ترکیب سود بود.

مثال دوم: فروشگاه لوازم خانگی کوچک

فروشگاهی در اصفهان لوازم آشپزخانه می‌فروشد. بعضی کالاها مانند سرخ‌کن بدون روغن به شدت تحت تأثیر ترند اینستاگرام و موجودی واردکننده هستند. تیم، قانون می‌گذارد اگر بازدید صفحه در ۴۸ ساعت بیش از ۳۰٪ رشد کرد و موجودی کمتر از ۱۵ عدد بود، تخفیف حذف شود و قیمت تا سقف بازار افزایش یابد. برای کالاهای کم‌گردش، اگر ۳۰ روز بدون فروش بودند، قیمت کاهش پیدا نکند؛ ابتدا عکس، توضیحات و جایگاه در دسته‌بندی اصلاح شود.

نتیجه مهم این مثال این است که قیمت همیشه اولین اهرم نیست. گاهی مشکل از اعتماد، محتوا، زمان ارسال یا تصویر محصول است. کاهش قیمت وقتی صفحه محصول ضعیف است، فقط سود را کم می‌کند.

چارچوب تصمیم‌گیری برای انتخاب مدل قیمت‌گذاری

این چارچوب برای زمانی است که نمی‌دانید باید قیمت را بر اساس رقیب، تقاضا، موجودی یا حاشیه سود تنظیم کنید. دلیل وجود آن ساده است: هر دسته محصول رفتار متفاوتی دارد و یک قانون واحد برای کل فروشگاه خطرناک است.

ماتریس چهارگانه قیمت

وضعیت محصول رفتار پیشنهادی زمان عدم استفاده
رقابت بالا، حاشیه سود کم قیمت نزدیک بازار، تمرکز روی ارسال و اعتماد وقتی تأمین ناپایدار است
تقاضای بالا، موجودی کم افزایش محدود قیمت یا حذف تخفیف وقتی محصول نقش جذب مشتری جدید دارد
تقاضای پایین، موجودی زیاد باندل، پروموشن هدفمند یا کاهش کنترل‌شده وقتی مشکل از محتوای صفحه است
برند اختصاصی، رقابت مستقیم کم قیمت‌گذاری بر اساس ارزش و مزیت وقتی هنوز اعتماد برند ساخته نشده

مزایا و محدودیت‌ها

مزیت این چارچوب این است که تیم بازاریابی، فروش و تأمین بر سر یک منطق مشترک توافق می‌کنند. محدودیت آن این است که برای محصولات جدید داده کمی وجود دارد و باید با قضاوت انسانی ترکیب شود. در سه هفته اول ورود محصول جدید، بهتر است دامنه تغییر قیمت محدود و تصمیم‌ها بیشتر دستی باشد.

چک‌لیست تصمیم قبل از تغییر قیمت

  1. آیا قیمت خرید و هزینه‌های جانبی به‌روز است؟
  2. آیا حداقل حاشیه سود بعد از تغییر حفظ می‌شود؟
  3. آیا حداقل دو رقیب معتبر بررسی شده‌اند؟
  4. آیا موجودی واقعی و زمان تأمین مجدد مشخص است؟
  5. آیا تغییر قیمت با کمپین فعال تداخل ندارد؟
  6. آیا تیم پشتیبانی دلیل تغییر را می‌داند؟
  7. آیا اثر تغییر تا ۷۲ ساعت آینده مانیتور می‌شود؟

خطاهای رایج در قیمت‌گذاری پویا

قیمت‌گذاری پویا اگر بدون کنترل اجرا شود، می‌تواند اعتماد مشتری و سود فروشگاه را هم‌زمان تخریب کند. بیشتر شکست‌ها به خاطر ابزار بد نیست؛ به خاطر قوانین مبهم و نبود مالک تصمیم است.

اشتباهات خطرناک

  • جنگ قیمت با رقیب: پایین‌تر بودن همیشگی از بازار، استراتژی نیست؛ فرسایش سود است.
  • تغییر زیاد در زمان کوتاه: مشتری ایرانی به اختلاف قیمت حساس است، مخصوصاً اگر در شبکه‌های اجتماعی درباره آن صحبت شود.
  • نادیده گرفتن هزینه ارسال: قیمت محصول پایین ولی ارسال گران می‌تواند نرخ رهاسازی سبد را بالا ببرد.
  • اعتماد بیش از حد به خزنده رقبا: داده اشتباه، قیمت اشتباه تولید می‌کند. نمونه‌گیری دستی هفتگی لازم است.
  • نداشتن سیاست استثنا: بعضی کالاها نباید وارد الگوریتم شوند؛ مثل کالاهای دارای تعهد برند یا قرارداد عمده.
  • سنجش فقط با فروش: اگر سود، مرجوعی و شکایت را نبینید، تصویر ناقص است.

علامت هشدار

اگر بعد از اجرای سیستم، تماس‌های پشتیبانی درباره «چرا قیمت دیروز فرق داشت؟» زیاد شد، باید فرکانس تغییر، پیام‌رسانی و سقف تغییر را بازبینی کنید. شفافیت لازم نیست به معنی توضیح الگوریتم باشد؛ کافی است سیاست قیمت‌گذاری منصفانه و شرایط تخفیف مشخص باشد.

سؤالات متداول درباره قیمت‌گذاری فروشگاه آنلاین

قیمت‌گذاری پویا برای فروشگاه کوچک هم کاربرد دارد؟

بله، اما نه به شکل کاملاً خودکار. فروشگاه کوچک می‌تواند با اکسل، گزارش رقبا و قوانین ساده هفتگی شروع کند. خودکارسازی زمانی ارزش دارد که تعداد محصولات و دفعات تغییر زیاد شود.

آیا تغییر قیمت باعث بی‌اعتمادی مشتری می‌شود؟

اگر تغییرات شدید، بی‌منطق و بسیار پرتکرار باشد، بله. اما تغییر محدود بر اساس موجودی، فصل فروش یا هزینه تأمین معمولاً پذیرفتنی است؛ به شرطی که اختلاف قیمت بین کانال‌ها کنترل شود.

بهترین بازه زمانی برای تغییر قیمت چیست؟

برای بیشتر فروشگاه‌ها، بازبینی روزانه یا چند بار در هفته کافی است. تغییر لحظه‌ای فقط برای کالاهای بسیار رقابتی، موجودی حساس یا مارکت‌پلیس‌های بزرگ توصیه می‌شود.

آیا باید همیشه قیمت را با رقیب برابر کنیم؟

خیر. اگر ارسال سریع‌تر، ضمانت بهتر، محتوای قوی‌تر یا اعتماد برند بالاتر دارید، می‌توانید کمی گران‌تر بفروشید. مقایسه باید با ارزش پیشنهادی انجام شود، نه فقط عدد قیمت.

چه محصولاتی را نباید وارد الگوریتم قیمت کرد؟

کالاهای دارای قرارداد قیمت ثابت، محصولات لوکس، کالاهای سفارشی، محصولات تازه‌وارد بدون داده کافی و کالاهایی که نقش برندینگ دارند، باید با احتیاط یا کاملاً دستی مدیریت شوند.

برای شروع چند شاخص کافی است؟

حداقل این پنج شاخص را داشته باشید: قیمت خرید، موجودی، نرخ تبدیل، سود ناخالص و قیمت دو رقیب معتبر. بعداً می‌توانید نرخ مرجوعی، هزینه جذب مشتری و ارزش طول عمر مشتری را اضافه کنید.

آیا استفاده از هوش مصنوعی لازم است؟

در شروع خیر. اگر داده تمیز، حجم سفارش بالا و تیم تحلیل دارید، مدل‌های پیشرفته می‌توانند کمک کنند. اما بسیاری از فروشگاه‌ها با قانون‌های ساده و بازبینی منظم به نتیجه بهتری می‌رسند.

جمع‌بندی و برنامه عملی ۳۰ روزه

قیمت‌گذاری پویا وقتی موفق می‌شود که به جای هیجان ابزار، با منطق کسب‌وکار شروع شود. باید بدانید کدام محصول برای جذب مشتری است، کدام محصول سودساز است، کدام کالا موجودی حساس دارد و کجا تغییر قیمت به اعتماد برند آسیب می‌زند.

برنامه ۳۰ روزه اجرا

  1. روز ۱ تا ۵: ۲۰ تا ۵۰ محصول مهم را انتخاب کنید؛ قیمت خرید، هزینه‌ها، موجودی و قیمت رقبا را جمع‌آوری کنید.
  2. روز ۶ تا ۱۰: کف و سقف قیمت، حداقل حاشیه سود و استثناهای هر دسته را تعریف کنید.
  3. روز ۱۱ تا ۱۵: داشبورد ساده بسازید و داده‌های رفتار کاربر، نرخ تبدیل و سود را کنار قیمت قرار دهید.
  4. روز ۱۶ تا ۲۰: قوانین قیمت را در حالت پیشنهادی اجرا کنید، نه خودکار؛ تصمیم‌ها را دستی تأیید کنید.
  5. روز ۲۱ تا ۲۵: اثر تغییرات را روی سود، فروش، مرجوعی و تماس پشتیبانی بررسی کنید.
  6. روز ۲۶ تا ۳۰: قوانین کم‌خطا را نیمه‌خودکار کنید و برای دسته‌های پرریسک همچنان تأیید انسانی بگذارید.

پیشنهاد نهایی

از ۱۰ قانون ساده و قابل فهم شروع کنید، نه از یک الگوریتم پیچیده. هر هفته فقط یک فرضیه را تغییر دهید؛ مثلاً دامنه افزایش قیمت برای کالاهای کم‌موجودی یا واکنش به رقیب اول. اگر تیم شما بتواند دلیل هر تغییر قیمت را در یک جمله توضیح دهد، سیستم هنوز تحت کنترل است. اگر نتواند، قبل از مقیاس دادن توقف کنید و منطق قیمت را بازنویسی کنید.

مدیر

علاقه مند به بازاریابی دیجیتال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *