KPI فروش چیست؟ ۱۵ شاخص مهم با فرمول محاسبه

اگر فقط رقم فروش ماهانه را می‌بینید، احتمالاً دیر متوجه مشکل می‌شوید. KPI فروش کمک می‌کند بفهمید فروش از کجا رشد می‌کند، کجا نشتی دارد و کدام فروشنده واقعاً عملکرد سالم‌تری دارد. در این راهنما، ۱۵ شاخص ضروری را با فرمول، کاربرد، محدودیت و خطاهای تفسیر بررسی می‌کنیم تا بتوانید برای تیم فروش حضوری، تلفنی، سازمانی یا آنلاین خود داشبوردی بسازید که به تصمیم مدیریتی منجر شود، نه فقط گزارش زیبا.

فهرست مطالب

KPI فروش چیست و چه تفاوتی با عدد فروش دارد؟

تعریف کاربردی، نه کتابی

KPI فروش یعنی شاخص کلیدی عملکردی که نشان می‌دهد فعالیت‌های فروش تا چه حد به هدف تجاری شرکت نزدیک شده‌اند. «درآمد ماهانه» یک عدد مهم است، اما همیشه شاخص کلیدی نیست. اگر درآمد بالا باشد ولی حاشیه سود پایین، چرخه فروش طولانی و نرخ ریزش مشتری زیاد باشد، تیم فروش ظاهراً موفق است اما آینده درآمد در خطر است.

فرق KPI با گزارش عادی در قابلیت تصمیم‌سازی است. تعداد تماس، اگر به کیفیت مکالمه و تبدیل به جلسه وصل نشود، فقط شمارنده فعالیت است. اما نرخ تبدیل تماس به جلسه نشان می‌دهد پیام اولیه، اسکریپت و انتخاب لید درست بوده یا نه.

چه زمانی یک عدد واقعاً KPI است؟

یک عدد زمانی KPI محسوب می‌شود که سه ویژگی داشته باشد: به هدف فروش وصل باشد، مالک مشخص داشته باشد و قابل اقدام باشد. برای مثال، «نرخ برد فرصت‌های بالای ۵۰۰ میلیون تومان» برای مدیر فروش B2B شاخصی عملیاتی است؛ چون می‌تواند روی آموزش مذاکره، قیمت‌گذاری و پیگیری حساب‌های کلیدی تصمیم بگیرد.

چرا انتخاب شاخص اشتباه، تیم فروش را گمراه می‌کند؟

شاخص بد رفتار بد می‌سازد

اگر فقط تعداد تماس را پاداش دهید، فروشنده به‌جای گفت‌وگوی باکیفیت، تماس‌های کوتاه و بی‌نتیجه می‌گیرد. اگر فقط مبلغ قرارداد را بسنجید، ممکن است فروشنده با تخفیف سنگین معامله ببندد و سودآوری را نابود کند. شاخص‌های فروش باید رفتار مطلوب بسازند، نه فقط فشار عددی ایجاد کنند.

ریسک تصمیم‌گیری با یک شاخص

هیچ شاخصی به‌تنهایی حقیقت کامل را نمی‌گوید. نرخ برد بالا ممکن است نشانه مهارت باشد، اما گاهی یعنی فروشنده فقط سراغ فرصت‌های ساده می‌رود. میانگین ارزش معامله بالا جذاب است، اما اگر چرخه فروش دو برابر شود، جریان نقدی شرکت آسیب می‌بیند. مدیر حرفه‌ای شاخص‌ها را به‌صورت خوشه‌ای می‌بیند: حجم پایپ‌لاین، نرخ تبدیل، طول چرخه، حاشیه سود و دقت پیش‌بینی.

قاعده عملی: هر KPI را با حداقل یک شاخص مکمل بخوانید؛ شاخص بدون زمینه، بیشتر از اینکه راهنما باشد، توهم کنترل ایجاد می‌کند.

چارچوب انتخاب KPI فروش برای کسب‌وکار شما

چرا این چارچوب وجود دارد؟

تیم‌های فروش معمولاً یا شاخص کم دارند و کور تصمیم می‌گیرند، یا آن‌قدر عدد می‌سنجند که کسی نمی‌داند کدام مهم‌تر است. چارچوب «هدف، اهرم، شاخص، اقدام» برای همین طراحی شده است: اول هدف تجاری را مشخص کنید، بعد اهرم اثرگذار را بشناسید، سپس شاخص قابل اندازه‌گیری انتخاب کنید و در نهایت اقدام مدیریتی تعریف کنید.

چه زمانی استفاده کنیم و چه زمانی نه؟

وقتی قصد طراحی داشبورد مدیریتی، بازنگری پلن فروش، تعیین کمیسیون یا بررسی افت فروش دارید، این چارچوب مفید است. اما اگر هنوز فرآیند فروش شما نامشخص است، مراحل پایپ‌لاین تعریف نشده و داده‌ها پراکنده‌اند، ابتدا باید زیرساخت را بسازید؛ در چنین وضعی شاخص‌گذاری دقیق، خروجی قابل اعتمادی نمی‌دهد.

مزایا، محدودیت‌ها و مثال ایرانی

مزیت این چارچوب تمرکز است. محدودیت آن این است که به داده تاریخی نیاز دارد و برای کسب‌وکارهای خیلی تازه باید با تخمین شروع شود. فرض کنید یک شرکت نرم‌افزار حسابداری در تهران می‌خواهد فروش سازمانی را افزایش دهد. هدف: رشد درآمد فصلی ۳۰ درصد. اهرم: افزایش نرخ تبدیل دمو به قرارداد. شاخص: نرخ تبدیل جلسه دمو به قرارداد. اقدام: بازنویسی سناریوی دمو، آموزش پاسخ به اعتراض قیمت و پیگیری ۱۴ روزه پس از جلسه.

  • هدف: رشد درآمد، سود، سهم بازار یا نگهداشت مشتری؟
  • اهرم: لید بیشتر، تبدیل بهتر، معامله بزرگ‌تر یا چرخه کوتاه‌تر؟
  • شاخص: کدام عدد تغییر اهرم را نشان می‌دهد؟
  • اقدام: اگر شاخص افت کرد، دقیقاً چه کسی چه کاری انجام می‌دهد؟

۱۵ KPI فروش مهم همراه با فرمول و کاربرد

در جدول زیر، شاخص‌ها را طوری آورده‌ایم که برای ساخت داشبورد ماهانه قابل استفاده باشند. برای هر شاخص، فرمول را ثابت نگه دارید تا مقایسه ماه‌به‌ماه معنی‌دار شود.

شاخص فرمول محاسبه کاربرد مدیریتی خطای رایج
درآمد فروش مجموع مبلغ قراردادهای قطعی در دوره سنجش تحقق هدف درآمدی نادیده گرفتن برگشت از فروش و مطالبات وصول‌نشده
نرخ تحقق تارگت فروش واقعی ÷ تارگت × ۱۰۰ ارزیابی عملکرد فروشنده یا تیم مقایسه افراد با قلمرو و لید متفاوت
تعداد فرصت جدید فرصت‌های واجد شرایط ایجادشده در دوره کنترل ورودی پایپ‌لاین ثبت لید خام به‌عنوان فرصت واقعی
ارزش پایپ‌لاین مجموع ارزش فرصت‌های باز برآورد ظرفیت فروش آینده بزرگ‌نمایی فرصت‌های کم‌احتمال
نرخ برد تعداد معاملات برده ÷ کل فرصت‌های بسته‌شده × ۱۰۰ سنجش کیفیت فروش و تناسب پیشنهاد حذف فرصت‌های شکست‌خورده از گزارش
نرخ تبدیل لید به فرصت فرصت‌های واجد شرایط ÷ کل لیدها × ۱۰۰ ارزیابی کیفیت لید و اسکریپت اولیه یکی گرفتن همه منابع لید
نرخ تبدیل فرصت به مشتری مشتریان جدید ÷ فرصت‌های واجد شرایط × ۱۰۰ تشخیص ضعف در ارائه، مذاکره یا پیگیری تحلیل بدون تفکیک کانال و محصول
میانگین ارزش معامله درآمد کل ÷ تعداد معاملات بهبود بسته پیشنهادی و فروش افزایشی قضاوت بدون توجه به سود و زمان فروش
طول چرخه فروش میانگین روز از ایجاد فرصت تا بستن قرارداد مدیریت سرعت درآمد و نقدینگی شروع محاسبه از زمان تماس غیرجدی
هزینه جذب مشتری هزینه فروش و بازاریابی ÷ تعداد مشتری جدید کنترل اقتصادی بودن رشد حذف حقوق تیم فروش از هزینه‌ها
ارزش طول عمر مشتری میانگین درآمد هر مشتری × مدت ماندگاری × حاشیه سود تصمیم درباره سقف هزینه جذب استفاده از درآمد به‌جای سود ناخالص
نسبت ارزش طول عمر به هزینه جذب CLV ÷ CAC سنجش سلامت مدل رشد محاسبه با داده کمتر از ۶ ماه
دقت پیش‌بینی فروش ۱۰۰ – قدر مطلق اختلاف پیش‌بینی و فروش واقعی ÷ فروش واقعی × ۱۰۰ برنامه‌ریزی موجودی، نقدینگی و استخدام پیش‌بینی احساسی بدون احتمال مرحله‌ای
نرخ فعالیت مؤثر فعالیت‌های منجر به مرحله بعد ÷ کل فعالیت‌ها × ۱۰۰ تفکیک شلوغی کاری از پیشرفت واقعی پاداش دادن به حجم فعالیت بدون نتیجه
نرخ ریزش مشتری مشتریان ازدست‌رفته ÷ مشتریان ابتدای دوره × ۱۰۰ شناسایی مشکل در فروش، تحویل یا ارزش محصول نادیده گرفتن کیفیت مشتریان جذب‌شده

بنچمارک پیشنهادی برای شروع

اگر داده تاریخی ندارید، با هدف‌های محافظه‌کارانه شروع کنید. برای فروش B2B پیچیده، نرخ برد ۲۰ تا ۳۰ درصد قابل قبول است. برای فروش تلفنی محصول کم‌قیمت، نرخ تبدیل لید به خرید ممکن است بین ۳ تا ۱۲ درصد باشد. نسبت CLV به CAC اگر کمتر از ۳ باشد، باید هزینه جذب، قیمت‌گذاری یا نگهداشت را بازبینی کنید.

شاخص‌های پیشرو و پسرو در فروش؛ کدام را اول ببینیم؟

شاخص پسرو نتیجه را نشان می‌دهد

درآمد، نرخ برد و تحقق تارگت معمولاً پسرو هستند؛ یعنی بعد از وقوع اتفاق به شما خبر می‌دهند. برای گزارش هیئت‌مدیره لازم‌اند، اما برای اصلاح سریع کافی نیستند. اگر آخر ماه بفهمید فروش افت کرده، فرصت جبران محدود است.

شاخص پیشرو هشدار زودهنگام می‌دهد

تعداد فرصت واجد شرایط، نرخ تبدیل تماس به جلسه، تعداد دموهای برگزارشده و فعالیت مؤثر شاخص‌های پیشرو هستند. این‌ها قبل از درآمد تغییر می‌کنند. اگر تعداد دمو در هفته دوم ماه ۴۰ درصد کمتر از میانگین باشد، احتمالاً درآمد ماه بعد هم افت می‌کند.

برای تیم‌های کوچک، پیشنهاد عملی این است: هر هفته ۳ شاخص پیشرو را بررسی کنید و هر ماه ۵ شاخص پسرو را. این ریتم، مدیر فروش را از واکنش دیرهنگام نجات می‌دهد.

چطور برای هر شاخص هدف واقع‌بینانه تعیین کنیم؟

از میانگین تاریخی شروع کنید، نه آرزو

هدف‌گذاری خوب از داده شروع می‌شود. میانگین سه تا شش ماه گذشته را بگیرید، اثر فصل، تعطیلات، کمپین‌ها و تغییر قیمت را جدا کنید، سپس هدف رشد تعیین کنید. افزایش ناگهانی ۱۰۰ درصدی نرخ تبدیل بدون تغییر در کیفیت لید، آموزش یا پیشنهاد فروش، بیشتر شبیه فشار روانی است تا مدیریت عملکرد.

هدف را بر اساس نقش تفکیک کنید

برای کارشناس توسعه فروش، تعداد لید واجد شرایط و جلسه تنظیم‌شده مهم‌تر است. برای فروشنده سازمانی، ارزش پایپ‌لاین، نرخ برد و طول چرخه فروش اهمیت دارد. برای مدیر فروش، دقت پیش‌بینی، بهره‌وری تیم و نسبت سود به تخفیف شاخص‌های جدی‌تری هستند.

  • هدف درآمدی را به هدف ماهانه، هفتگی و روزانه خرد کنید.
  • برای هر فروشنده، قلمرو، کیفیت لید و سابقه مشتریان را لحاظ کنید.
  • به‌جای یک عدد قطعی، سه سطح حداقل، مطلوب و عالی تعریف کنید.
  • اگر هدف سه دوره متوالی محقق نشد، فرضیات را بازبینی کنید، نه فقط افراد را.

نقش CRM و کیفیت داده در اندازه‌گیری دقیق شاخص‌ها

بدون داده تمیز، داشبورد فروش خطرناک است

بسیاری از اختلاف‌های مدیریتی از تعریف‌های مبهم شروع می‌شود: لید چیست؟ فرصت چه زمانی ایجاد می‌شود؟ قرارداد چه زمانی برده محسوب می‌شود؟ اگر فروشنده‌ها هرکدام به‌سبک خود ثبت کنند، خروجی داشبورد قابل اعتماد نیست. در چنین شرایطی KPI فروش به‌جای ابزار تصمیم، تبدیل به محل بحث و دفاع شخصی می‌شود.

حداقل فیلدهای لازم در CRM

برای محاسبه شاخص‌ها، حداقل به تاریخ ایجاد لید، منبع لید، مرحله پایپ‌لاین، ارزش تخمینی، احتمال برد، مالک فرصت، تاریخ بسته‌شدن، دلیل برد یا باخت، مبلغ نهایی و دلیل تخفیف نیاز دارید. اگر تازه می‌خواهید ساختار را راه‌اندازی کنید، راهنمای پیاده‌سازی CRM فروش می‌تواند به استانداردسازی فیلدها و مراحل کمک کند.

برای کنترل کیفیت داده، هر هفته ۱۰ درصد فرصت‌های باز را نمونه‌گیری کنید. اگر بیش از ۱۵ درصد رکوردها مرحله، ارزش یا تاریخ پیگیری اشتباه دارند، قبل از تحلیل شاخص‌ها باید انضباط ثبت اطلاعات را اصلاح کنید.

دو مثال واقعی از کاربرد شاخص‌های فروش در بازار ایران

مثال اول: شرکت پخش مواد غذایی در اصفهان

یک شرکت پخش با ۱۸ ویزیتور تصور می‌کرد مشکل اصلی کمبود تماس با سوپرمارکت‌هاست. بعد از بررسی، مشخص شد تعداد ویزیت مناسب است اما نرخ سفارش مجدد در مشتریان جدید پایین است. شاخص اصلی از «تعداد ویزیت روزانه» به «نرخ خرید دوم در ۳۰ روز» تغییر کرد. نتیجه این شد که تیم به‌جای فقط گرفتن سفارش اول، روی چیدمان، پیگیری موجودی و پیشنهاد ترکیبی تمرکز کرد.

در سه ماه، نرخ خرید دوم از ۳۸ درصد به ۵۴ درصد رسید و درآمد تکرارشونده منطقه بدون افزایش تعداد نیرو رشد کرد. درس مهم: گاهی اهرم رشد، جذب مشتری جدید نیست؛ کیفیت فعال‌سازی مشتری تازه است.

مثال دوم: آژانس دیجیتال مارکتینگ در تهران

یک آژانس تبلیغات آنلاین لید زیادی از اینستاگرام می‌گرفت، اما فروش نهایی پایین بود. داشبورد اولیه فقط تعداد پیام و تماس را نشان می‌داد. با اضافه شدن نرخ تبدیل جلسه مشاوره به پروپوزال و نرخ برد پروپوزال، مشخص شد مشکل در مرحله تشخیص نیاز و ارائه پیشنهاد است. تیم، پرسش‌های جلسه اول را استاندارد کرد و برای مشتریان متوسط و بزرگ دو مدل پروپوزال جدا ساخت.

بعد از ۸ هفته، نرخ برد از ۱۸ به ۲۷ درصد رسید، در حالی که حجم لید تقریباً ثابت ماند. برای تحلیل عمیق‌تر دلیل برد و شکست معاملات، استفاده از تحلیل برد و باخت فروش کمک می‌کند بفهمید مشتری دقیقاً چرا خرید کرده یا چرا به رقیب رفته است.

کدام شاخص برای مدل کسب‌وکار شما مهم‌تر است؟

همه تیم‌ها نباید یک داشبورد یکسان داشته باشند. فروش سازمانی، فروش تلفنی، فروشگاه اینترنتی و کسب‌وکار اشتراکی هرکدام اقتصاد متفاوتی دارند. جدول زیر برای انتخاب سریع شاخص‌های اولویت‌دار طراحی شده است.

مدل فروش شاخص‌های اولویت‌دار چرا مهم است؟ شاخصی که نباید بیش از حد بزرگ شود
B2B سازمانی ارزش پایپ‌لاین، نرخ برد، طول چرخه، دقت پیش‌بینی معاملات بزرگ و زمان‌برند تعداد تماس خام
فروش تلفنی نرخ تماس موفق، تبدیل تماس به سفارش، فعالیت مؤثر حجم و سرعت تعیین‌کننده است میانگین ارزش معامله بدون نرخ مرجوعی
فروشگاه اینترنتی نرخ تبدیل، میانگین سبد خرید، CAC، نرخ خرید مجدد رشد به اقتصاد واحد وابسته است ترافیک سایت بدون کیفیت
SaaS و اشتراکی MRR، ریزش، CLV، نسبت CLV به CAC درآمد آینده از نگهداشت می‌آید ثبت‌نام رایگان بدون فعال‌سازی
خرده‌فروشی حضوری فروش هر فروشنده، نرخ تبدیل بازدیدکننده، ارزش فاکتور رفتار فروشنده در لحظه اثر مستقیم دارد فقط تعداد مراجعه‌کننده

چه زمانی شاخص را کنار بگذاریم؟

اگر شاخصی سه ماه متوالی هیچ تصمیمی ایجاد نکرده، یا کسی مالک آن نیست، آن را از داشبورد مدیریتی حذف کنید و در گزارش پشتیبان نگه دارید. داشبورد اصلی نباید بیشتر از ۷ تا ۹ شاخص داشته باشد؛ وگرنه توجه مدیران پخش می‌شود.

خطاهای رایج در تفسیر KPIهای فروش

اشتباه اول: مقایسه فروشنده‌ها بدون زمینه

فروشنده‌ای که روی حساب‌های قدیمی کار می‌کند با فروشنده‌ای که در قلمرو سرد فعالیت می‌کند قابل مقایسه مستقیم نیست. کیفیت لید، منطقه، قیمت محصول، فصل و پشتیبانی بازاریابی باید در تحلیل لحاظ شود.

اشتباه دوم: تشویق درآمد بدون توجه به تخفیف

اگر فروشنده برای رسیدن به تارگت، تخفیف غیرمنطقی بدهد، درآمد رشد می‌کند اما سود کم می‌شود و مشتری به قیمت پایین عادت می‌کند. بهتر است کنار درآمد، حاشیه سود و میانگین درصد تخفیف هم دیده شود.

اشتباه سوم: تحلیل کوتاه‌مدت در فروش بلندمدت

در فروش سازمانی، افت یک‌ماهه همیشه نشانه عملکرد ضعیف نیست. ممکن است چند معامله بزرگ به ماه بعد منتقل شده باشد. اینجا باید پایپ‌لاین وزنی و دقت پیش‌بینی را بررسی کرد. برای ساخت سناریوهای خوش‌بینانه، واقع‌بینانه و بدبینانه، مطالعه پلن پیش‌بینی فروش مفید است.

چک‌لیست سریع جلوگیری از خطا

  • تعریف هر شاخص را در یک فایل مشترک بنویسید.
  • منبع داده هر شاخص را مشخص کنید.
  • شاخص‌ها را با دوره مشابه مقایسه کنید، نه فقط ماه قبل.
  • برای هر افت یا رشد، حداقل دو فرضیه جایگزین بررسی کنید.
  • گزارش را به اقدام بعدی وصل کنید؛ آموزش، اصلاح پیام، تغییر قیمت یا بازنگری لید.

سؤالات متداول درباره KPIهای فروش

بهترین KPI فروش برای شروع چیست؟

برای بیشتر تیم‌ها، نرخ تحقق تارگت، نرخ برد، ارزش پایپ‌لاین، طول چرخه فروش و نرخ تبدیل لید به فرصت نقطه شروع خوبی است. بعد از تثبیت داده‌ها، CAC، CLV و دقت پیش‌بینی را اضافه کنید.

چند شاخص فروش در داشبورد مدیریتی کافی است؟

برای داشبورد اصلی، ۷ تا ۹ شاخص کافی است. گزارش‌های تخصصی می‌توانند جزئیات بیشتری داشته باشند، اما مدیر فروش باید در کمتر از ۱۰ دقیقه وضعیت سلامت فروش را بفهمد.

فرمول نرخ برد فروش چیست؟

نرخ برد برابر است با تعداد معاملات برده تقسیم بر کل فرصت‌های بسته‌شده، ضربدر ۱۰۰. فرصت‌های در جریان را وارد مخرج نکنید، چون هنوز نتیجه آن‌ها مشخص نیست.

تفاوت KPI و تارگت فروش چیست؟

تارگت هدف عددی مورد انتظار است؛ مثل فروش ۲ میلیارد تومان در ماه. KPI شاخصی است که عملکرد را می‌سنجد؛ مثل نرخ برد یا طول چرخه فروش. یک KPI می‌تواند برای چند تارگت استفاده شود.

آیا تعداد تماس شاخص خوبی است؟

تعداد تماس برای کنترل فعالیت مفید است، اما به‌تنهایی کافی نیست. بهتر است آن را با نرخ تماس موفق، نرخ تبدیل تماس به جلسه و کیفیت لید ترکیب کنید.

هر چند وقت یک‌بار باید شاخص‌ها را بررسی کنیم؟

شاخص‌های پیشرو بهتر است هفتگی بررسی شوند. شاخص‌های نتیجه‌ای مثل درآمد، نرخ برد و سودآوری معمولاً ماهانه تحلیل می‌شوند. در کمپین‌های کوتاه‌مدت، بازبینی روزانه هم لازم است.

اگر شاخص‌ها بد باشند، اول چه کاری انجام دهیم؟

اول کیفیت داده را بررسی کنید. سپس ببینید افت در کدام مرحله قیف فروش رخ داده است: ورودی لید، تبدیل، مذاکره، قیمت یا پیگیری. اقدام بدون تشخیص مرحله، معمولاً هزینه را بالا می‌برد.

جمع‌بندی و برنامه اقدام ۳۰ روزه

KPI فروش زمانی ارزش دارد که به تصمیم روشن منجر شود. شاخص‌ها نباید فقط برای گزارش آخر ماه باشند؛ باید زود هشدار دهند، رفتار تیم را اصلاح کنند و به مدیر کمک کنند منابع را درست تخصیص دهد. بهترین داشبورد، داشبوردی نیست که عدد بیشتری نشان دهد؛ داشبوردی است که سریع‌تر به سؤال مهم جواب دهد: رشد فروش از کدام اهرم می‌آید و کجا گیر کرده‌ایم؟

برنامه اقدام پیشنهادی

  1. هفته اول: مراحل فروش، تعریف لید، فرصت، برد و باخت را استاندارد کنید.
  2. هفته دوم: ۵ شاخص اصلی را انتخاب کنید: درآمد، نرخ برد، ارزش پایپ‌لاین، طول چرخه و نرخ تبدیل.
  3. هفته سوم: داده‌های سه ماه گذشته را پاک‌سازی و خط مبنا بسازید.
  4. هفته چهارم: جلسه بازبینی برگزار کنید و برای هر شاخص یک اقدام اصلاحی، مالک و موعد مشخص تعیین کنید.

اگر تیم شما تازه‌کار است، با شاخص‌های ساده شروع کنید و هر ماه فقط یک لایه تحلیلی اضافه کنید. اگر تیم بالغ‌تری دارید، شاخص‌ها را به کمیسیون، پیش‌بینی و آموزش فروش وصل کنید. معیار نهایی این است: بعد از دیدن داشبورد، آیا می‌دانید فردا چه تغییری باید در فروش ایجاد شود؟ اگر پاسخ مثبت است، شاخص‌های درستی انتخاب کرده‌اید.

مدیر

علاقه مند به بازاریابی دیجیتال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *