هری بکویت: نویسنده و بنیان‌گذار بنیاد بکویت
10 سپتامبر, 2014
آیا می‌خواهید پروپوزال‌های فروش بهتری بنویسید؟ 5 مرحله‌ی زیر را دنبال کنید.
11 سپتامبر, 2014
نمایش همه

درس های سریال برکینگ بد برای مدیریت برند

سریال موفق و تاثیر گذار برکینگ بد مدتی است آخرین فصل خود را منتشر کرده است ولی هر روز اخبار جدیدی از جوایز مهمی که دریافت می کند، منتشر می شود. این بار دریافت 5 جایزه مهم از جشنواره سالانه Emmy بهانه ای شده است که به درس های این سریال در مدیریت برند بپردازیم.

w640 (1)

داستان سریال راجع به معلم شیمی نخبه ای است که فرمول طلایی اش توسط یکی از صمیمی ترین دوستان دوران جوانی دزدیده شده و از زندگی چیزی جز یک کلاس ساده درس، خانواده ای معمولی و پسری معلول برایش باقی نمانده است. شرایط والتر وایت، ستاره برکینگ بد، با مطلع شدن از بیماری سرطان خود وخیم تر می شود. او تدریس در مدرسه را کنار می گذارد و با استفاده از مهارت فوق العاده اش در علم شیمی شروع به تولید مواد مخدر (کریستال) می کند. حال او وارد تجارت بزرگ و خطرناکی شده است. تجارتی که داستان آن لحظه به لحظه ما را همراه خود نگه می دارد و سریال سراسر هیجان و درس را برای ما رقم می زند.

 

فارغ از همه درس هایی که در تجارت می توان از والتر وایت آموخت، او درس های خاصی در زمینه برندسازی نیز برای ما دارد. ما سه نمونه از مهمترین درس های او را برای شما آورده ایم:

 

۱) قابل تشخیص باشید

داشتن تصویری از خود که قابل تمییز دادن از بقیه باشد، از مهمترین بخش های ساخت یک برند است و والتر وایت این موضوع را به خوبی می دانست. فارغ از بحث های اخلاقی این موضوع، والتر وایت محصولی تولید می کرد که به شکل کریستال شفاف آبی بود. این در حالی بود که تمامی محصولات موجود در بازار رنگ کریستال مه گرفته بودند. این کار محصولات را متمایز کرده بود تا جایی که واژه BLUE به شهرت زیادی در بین بازار هدفش تبدیل شده بود.

با این وجود او می دانست که نام یک محصول نمی تواند سازنده برند شخصی برای او باشد و مجبور بود که یک نام مستعار نیز برای خود انتخاب کند. او از واژه -هایزنبزگ- برای این کار استفاده کرد، واژه ای که به خوبی شخصیت او و تفکرش را در تولید محصول تعریف می کرد.

همچنین زمانی که به خاطر شیمی درمانی موهای او ریزش کردند، هایزنبرگ داستان ما به عمد تمامی موهایش را تراشید و با یک کلاه لبه دار سیاه رنگ، به کاراکتری بی بدیل تبدیل شد.

محصولی ایده آل، نام جذاب و مناسب و همینطور ظاهری خاص دست به دست هم دادند تا برند شخصی والتر وایت در بهترین شکل ممکن ایجاد شود.

 

۲) مداوم و باکیفیت باشید

ارائه متداوم یک محصول با کیفیت، یک اصل کلیدی است. والتر وایت بهترین محصول موجود در بازار را تولید می کرد ولی مطمئن بود که اگر روند تولید خود را متوقف کند بسیاری از مشتریان اش را از دست خواهد داد پس برای همین هم که شده از هیچ روشی برای ادامه روند تولید خود، نمی کاست.
نکته مهم بعدی اینکه کیفیت محصول هیچ وقت تغییر نمی کرد. او تحت هیچ شرایطی حاضر نمی شد که محصولی با خلوص پایین تر تولید کند. یک موضوع کلیدی که بسیاری از برندها آن را از یاد می برند.

 

۳) همه جا باشید

تولید یک محصول فوق العاده بدون طراحی سیستمی برای توزیع آن بی فایده است. والتر به خوبی متوجه این موضوع شد و همین امر بود که به تدریج او را به توزیع کننده بزرگی تبدیل کرد تا صرفا یک تولید کننده. او زنجیره های توزیع را شناخت و جریان توزیع محصول خود را به دست گرفت.

برچسب ها: هالیوود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *