5 نکته که باید قبل از راه انداختن استارتاپ خود می دانستم

6 نکته که کارآفرینان باید راجع به فروش بدانند
25 ژوئن, 2014
کارکنان شرکت / تولید کنندگان حرفه ای محتوا
26 ژوئن, 2014
نمایش همه

5 نکته که باید قبل از راه انداختن استارتاپ خود می دانستم

شرکت نوپا ی تان (استارتاپ) سریع تر از آن چیزی که فکر می کنید رشد می کند. خوب است که چنین مسئله ای داشته یاشید. با این وجود هنوز هم برای رشد کارتان نیاز دارید تا برای سرو کله زدن با آن برنامه داشته باشید.


شرکت نو پای من خیلی ساده وقتی شروع شد که می خواستم مشکلی که مهمانی پسرم را تهدید می کرد را حل کنم. در سال 2006 پسرم تولدی با تم ابَر قهرمان می خواست. اما ماسک ابر قهرمان مناسبی وجود نداشت. بجز مرد انکبوتی و مرد خفاشی. خوب من هم چرخ خیاطی ام را برداشتم و کلاه ابر قهرمان مخصوص خودم را برای بچه ها درست کردم. دوستی پیشنهاد داد آن ها را بفروشم. بعد از چند نمایشگاه هنر های دستی و نمایشگاه انلاین متوجه قابلیت در این کار شدم.

کار سریع رشد کرد و رشدش نیز هیجان انگیز بود. من به خاطر رشد شرکت دچار دستپاچگی شدم.
اکنون من یک نابغه بازاریاب دارم که جزئیات کار را اداره می کند از قبیل بازاریابی، سفارش گیری، لیست حقوق، مرسلات و خدمات به مشتری. که به من اجازه می دهد تا بر روی محصولات و خلاقیت در شرکتم تمرکز کنم. با این کار ترکیبی ما توانستیم کاری که در ابتدا فقط سرگرمی من بود را رشد دهیم. کاری که من به تنهایی قادر به انجام آن نبودم.
این چیزهایی است که من در طول انجام کار یاد گرفتم که ای کاش قبلاً می دانستم.

1) کنترل را زودتر از این که دیر شود واگذار کن
من از دیدگاه سرگرمی وارد کار شدم. از انجایی که بچه های من به مدرسه تمام وقت می رفتند قصد داشتم به “کار واقعی ام” برگردم.
اگر می دانستم این کار به بزرگی امروز می شود شروع کار را جدی تر می گرفتم. وقتی سعی می کردم تمام کار ها را خودم انجام دهم دائما گیج می زدم. من مسئول خلاقیت شرکت و خرید ، رسیدگی به سفارشات و نگه داشتن حساب ها بودم. من بایستی به سرعت خط منتاژ را تحویل می گرفتم و می ساختم تا تولید ادامه یابد.
حتی چیز های مانند خرید عمده اجناس که زیاد مهم به نظر نمی رسد به فرآیند تولید کمک اساسی کرد. من دیگر مانند قبل برای تهیه اجناس بدو بدو نمی کنم. (بدون اشاره به هزینه تعداد اجناسی به زمین می ریخت!)

2) اگر مهارت های مشخص برای کاری را ندارید. کسی را بیابید که آن مهارت ها را دارد
در ابتدای کار من هیچ چیز از بازاریابی نمی دانستم! من این طرز فکر را داشتم که “اگر تو می سازی آنها نیز می خرند” من از فروش راضی بودم و کاری به کار بازاریابی نداشتم. من حراجی های بیشتری راه می انداختم و حتی خوشحال هم بودم!
آوردن یک نابغه بازاریابی به من کمک کرد تا روی توسعه خط تولید و خلاقیت کار کنم که واقعا دوست داشتم. کسی را بیابید که بداند کالایی را که می سازید چگونه بفروشد. اگر در فروش اجناس خوب نیستید کسی را بیابید که این کار را بلد باشد.

3) به فراتر از مشتری های که معلوم است مشتری هستند بیاندیشید
در ابتدا من کاملا روی فروش به مادران کودکان تمرکز کرده بودم. اصلا نمی دانستم که خیل عظیمی از مشتری های محصولات تبلیغاتی در بازار را در حال از دست دادن هستم.
ما برای Old Navy, Taco Bell, FedEx و انجمن قلب آمریکا کلاه درست کردیم. کلاه های ما برای تبلیغات برند ها وسیله خوبی است. شرکت ها کلاه های ما را برای تبلیغات ویژه، رخداد های شرکتی و مشوق ها و … استفاده می کنند. گاهی باید به فراتر از مشتری های که معلوم است مشتری هستند بیاندیشید .

4) هر وقت می توانید بخوابید
زمانی که یک کار جدید می گیرد مضمحل کننده است. متوجه شدم که در سالهای اول من باید با همه چیز تردستی کنم (خانواده، دوستان، کار)، اما در پایان ارزشش را دارد.
همه زندگیتان را صرف کار نکنید، بلکه متوجه باشید که تا وقتی که تعادل نیابید وقت آزاد شما به هدر می رود. من شانس این را داشتم که همسری دارم که از من پشتیبانی می کند و مسئولیت های بیشتری از خانه را متقبل شده است تا من کارم را توسعه بدهم.
در آغاز شبها دیر به حانه می آیید صبح زود می روید و خیلی از آخر هفته ها سر کار هستید ولی نهایتا همه چیز متعادل می شود.

5) به منفی باف ها توجه نکنید
من چند تا دوست داشتم که می گفتند: کلاه؟ واقعا؟ کی این ها رو می خره؟ وقتی کسی این ها رو نخره می خوای چی کار کنی؟ و بازارش محدود نیست؟
بله در آغاز این کار هوسی بیش نبود و من می خواستم تا دیر نشده فروش را تعطیل کنم. و لی اکنون هر روز قدرتمند تر می شویم. (فروش 2013 مان 3/2 میلیون دلار بود)
وقتی مردم از آینده محصولات یا کارتان می پرسند پاسخ سخت است. اما اجازه ندهید این چیزها شما را بترساند. اگر شما به آنچه می کنید معتقدید بگذارید اشتیاق شما را به سوی اجرای ایده هایتان حل دهد.

به عنوان یک صاحب کار شما باید در حین کار بیاموزید. این کار شما را صاحب کار و مدیر بهتری می کند. درس های است که من آنها را در سختی آموخته ام. و کار هایی است که اگر آن درس ها را می دانستم بهتر انجامشان داده بودم. ولی اگر قرار باشد همه چیز را از اول با یک چرخ خیاطی و کمی پارچه شروع کنم باز این کار را خواهم کرد. لبخند بچه های که کلا هایی ابر قهرمان های شان را برای اولین بار باز می کنند ارزش همه این ها را دارد.
اگر قرار باشد به کارآفرین جوان درون تان پندی دهید، آن پند چه خواهد بود؟

منبع: inc.com
مترجم: قاسم نظامی پور آذری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *